تبليغاتX
دموکراسی و هویت ملی
جبهه مشارکت ایران اسلامی و جنبش مدنی آذربایجان / "اویماز"

در تاریخ 19 خرداد 1385 بیانیه ای از سوی جبهه مشارکت ایران اسلامی مناطق آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل در مورد وقایع و حرکت مدنی اخیر مردم آذربایجان منتشر شد که در جای خود جالب و قابل تامل بود. قابل تامل بجهت مطالب بسیاری که برای اولین بار از سوی این حزب سیاسی مطرح میشود چراکه تا به حال به صورت کلی مطرح بوده و در عمل نیز نقیض آن مشاهده میشد. حزبی که به مدت 8 سال بازوی اجرایی و 4 سال بازوی مقننه کشور را دردست داشت.

در این میان ضروریست نکاتی چند در مورد متن بیانیه منتشره و دلایل انتشار آن مورد  توجه فعالین جنبش مدنی آذربایجان  و مخصوصا اعضاء حزب مشارکت قرار گیرد که چه بسا در تحولات آتی و پیگیری حقوق مردم امکان همراهی احزاب مستقل با حرکت مردم آذربایجان در صورت تفاهم اولیه  فراهم گردد.

در ابتدای بیانیه تحلیلی ارایه شده سعی شده تا جنبش مدنی مردم آذربایجان، یک جنبش سطحی نشان داده شود که امکان ختم آن در صورت تدبیر به موقع مسیولین به راحتی وجود داشت. در واقع  ناکارآمد نشان دادن اقدامات حزب رقیب، هدف این قسمت از بیانیه بوده ونه شناخت دقیق حرکت مردم. سپس در بدنه بیانیه،  پس از نگاهی تاریخی به ابعاد گوناگون حیات آذربایجان، مطالبات و خواسته های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی مردم منطقه و حقوق پایمال شده آنها مورد کنکاش و در نهایت تایید قرار میگیرد. و چه زیباست که حزبی کشوری خواسته ها و حقوق از دست رفته مردم منطقه ای از کشور را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و بر محق بودن انها صحه گذارد.

ولی در اینجا پرسشهایی مطرح می شوند که تا به حال بی پاسخ مانده و تا زمان پاسخگویی از سوی حزب مشارکت، همچنان به عنوان تلنگری بر اذهان مردم آذربایجان باقی خواهند ماند. پرسشهایی چون:

 

آیا موارد مطرح شده در بیانیه حزب مشارکت در زمینه حقوق از دست رفته مردم آذربایجان، مسایلی هستند که در حال حاضر و همراه با اعتراضات مدنی مردم بر اعضا و فعالین حزب فوق عیان گشته است؟ آیا بی مهری، تحقیر، توهین، تبعیض و محرومیت مردم منطقه تا به امروز روشن نبود؟ آیا تا کنون هیچ بررسی آماری در مورد وضعیت اقتصادی منطقه و رفاه مردم آن صورت نگرفته بود و اعداد و ارقام ارایه شده به تازگی جزء اسناد قابل دسترس قرار گرفته؟ (پرسشهای بسیاری در این حوزه قابل مطرح می باشد که فعلا به این موارد کلی اکتفا می کنیم)

اما همانطور که بر حزب مشارکت نیز مشهود و معلوم است تمامی این موارد و موارد دیگر بارها و بارها چه از سوی دانشجویان آذربایجانی و چه از سوی فعالین و نخبگان در طول حیات قدرت حزب مشارکت و سکانداری اجرایی و مقننه آن بوسیله بیانیه های متعدد، تجعمات کوچک اعتراضی، نامه های سرگشاده طویل الامضاء و ... به عنوان مطالبات اصلی مردم آذربایجان و حقوق اولیه آنان مطرح شده ولی متاسفانه حزب مشارکت و اصلاح طلبان در زمان قدرت خود، چشم بر روی این خواسته ها بستند و یا آنکه اعتقادی به حقانیت خواسته ها نداشتند و خود در زمره ناقضین حقوق مردم آذربایجان قرار گرفتند (همانطور که بارها شاهد مقالاتی شونیستی در مطبوعات وابسته جهت یکسان سازی فرهنگی بودیم و بسیاری موارد دیگر).

آیا در مورد مسایل 20 تیر دانشگاه تبریز، اصلاح طلبان مصاحبه آقای عبدی با یکی از نشریات دانشجویی آذربایجانی را به یاد می آورند که دلیل عدم اطلاع رسانی فجایع دانشگاه تبریز( که بسیار دهشتناکتر از فجایع دانشگاه تهران بود) را اقدام عمدی جهت بایکوت خبری آذربایجان برای حفظ امنیت ملی عنوان میکنند. آیا این سیاست همان سیاست ارایه شده از جانب دولت جدید در قبال اتفاقات اخیر نمی باشد؟ پس فرق معامله در کجاست؟

آیا در زمان قدرت حزب مشارکت در مجلس و اکثریت بودن آنان، امکان فعلیت اصول "مترقی" (عنوان شده در بیانیه حزب) 15 و 19 قانون اساسی وجود نداشت؟

 

جبهه مشارکت ایران اسلامی و جنبش مدنی آذربایجان / "اوجابوی"

تمامی موارد مطروحه همه شبهاتی هستند که با متن تحلیلی ارایه شده در تضاد می باشند و نمیتوان چنین تضادی را در حیات سیاسی نه چندان بلند مدت یک حزب پذیرا بود مگر که معتقد به یکی از گزینه های زیر باشیم:

 

1- تغییر رفتاری ظاهری حزب مشارکت و بهره گیری از سیاستهای جدید بدون اعتقاد ماهوی و صرفا استفاده ابزاری و سیاسی جهت تخریب وجهه حزب رقیب و کسب حمایت اکثریت ترک آذربایجانی. که البته از تاکتیکهای مرسوم و شناخته شده میباشد که بارها در طول تاریخ از سوی احزاب مختلف استفاده شده و خواهد شد و این شیوه تنها منحصر به کشور ما نیز نمی باشد وبا وجود موفقیت نسبی این تاکتیک در کوتاه مدت ،  در بلند مدت  و در جوامع با شعور سیاسی بالا بطور معمول جوابگو نبوده و باعث تخریب وجهه حزب مذکور و برون رفت سیاسی آن گشته است.

2-  درک هرچند دیرهنگام خواسته های مردم منطقه و بیداری اعضاء حزب مشارکت و تغییر بنیانهای فکری آنان که به ارایه سیاستهای جدید می انجامد.

البته لازم به ذکر است که با توجه به تجربه گذشته و نبود فرصتی جهت آزمایش، بالتبع گزینه 1 محتمل تر خواهد بود که اثبات اشتباه بودن این مدعا بر عهده حزب مشارکت می باشد و این حزب می بایست باایجاد  تغییرات آتی در اهداف، دیدگاهها، وتشکیلات خود  نشان دهد که خواهان دموکراسی مبتنی بر هویت ملی برای هر یک از اقوام و ملیتهای ایرانیست.

بارعایت این شرایط ، حزب مشارکت ایران اسلامی توانایی قرار گرفتن در کنار جنبش مدنی مردم آذربایجان و همکاری با تشکلهای آذربایجانی را دارا خواهد بود و به عنوان یک حزب همراه جنبش و نه سوار بر آن شناخته خواهد شد.

 لذا با استقبال از قسمتهای اعظم متن بیانیه این حزب و تبریک این بیداری سیاسی از اعضاء و فعالین آن انتظار است که با ایجاد و اعلام شفاف و رسمی تغییرات اساسی در آرمانها، دیدگاهها، خط مشی و همچنین تغییراتی سازمانی و تشکیلاتی جهت رسیدن به راهکارهای ارایه شده در بیانیه منتشره ، حقانیت ادعای  خود را به مردم آذربایجان به اثبات رسانند و در جهت پیگیری مداوم حقوق حقه مردم آذربایجان و بقیه قومیتهای ایرانی گامهای موثری بردارند.

  هدف نگارنده از طرح مسایل فوق، طرد و تخطیه حزب مشارکت نبوده و بیانیه هایی از این دست برله و یا علیه  جنبش مردم آذربایجان از سوی احزاب و گروههای مختلف در این مدت بسیار صادر گشته است. آنچکه مورد توجه نگارنده قرار گرفت تحلیل نسبتا منطقی حرکت از سوی این حزب خارج از دایره قدرت بود که در صورت عدم سیاسی کاری حزب مذکور، نشان دهنده ظرفیتهای بلا استفاده آن می باشد که با سیاستگذاریهای مناسب و تغییرات سازمانی و تشکیلاتی برنامه ریزی شده، میتواند با حمایت اکثریت آذربایجانی دوباره در فرایندهای آتی در مانور قدرت شرکت نماید  و هدف اصلی از این نوشته بازنمودن باب گفتگو جهت پاسخگویی حزب مشارکت نسبت به مسایل حل نشده برای مردم آذربایجان و همچنین شناشاندن ماهیت واقعی جنبش مدنی مردم آذربایجان بر حزب مشارکت جهت درک دقیق و سیاستگذاریهای صحیح می باشد.

 بجاست که حزب مشازکت ایران اسلامی با ایجاد تغییرات سازمانی در بدنه تشکیلاتی خویش امکان اتصال خود را به جنبش مدنی آذربایجان و همراهی با آن فراهم نماید.

بدیهی است که جنبش مدنی مردم آذربایجان نیز که یک حرکت دموکراتیک خواه شکل یافته بر مبنای هویت ملی مردم منطقه بوده ، خواهان استفاده از تمامی ظرفیتهای موجود در کشور جهت رسیدن به اهداف و آرمانهای کاملا روشن و شفاف خود میباشد  و مسایلی چون تجزیه طلبی، پان ترکیستی و ... تماما انگهایی هستند که از سوی ساده لوحان جهت تخریب و سرکوب آن استفاده میشود، چرا که با برقراری یک سیستم دموکراتیک مبتنی بر هویت مردم  منطقه، خواست مردم منطقه که مهمترین مساله میباشد، محقق خواهد گشت.

 

uymaz_azdem@yahoo.com

2 نوشته شده در  85/03/24ساعت 10:34  توسط مدیریت وبلاگ  |