تبليغاتX
دموکراسی و هویت ملی
من رای میدهم / "اویماز"

 

16 آذر- روز دانشجو

روز دانشجو با حواشی مختلف و تقریبا بصورت خودجوش در اکثر دانشگاههای بزرگ ایران برگذار گردید و بار دیگر حیات جنبش دانشجویی را در ایران به اثبات رسانید. ولی با توجه به نامگذاری روز 19 اردیبهشت از سوی دانشجویان آذربایجانی به عنوان روز دانشجو، جنبش دانشجویی آذربایجان، از جنبش دانشجویی سرتاسری در روز 16 آذرحمایت ننموده و اعلام موضع نیز نکرد. این را میتوان اعلام جدایی جنبش دانشجویی آذربایجان از بدنه و شاکله جنبش دانشجویی سرتاسری معنا کرد.

 جنبشهای دانشجویی با داشتن خصوصیات مشابه ویکسان تنها در اهداف دارای تفاوت میباشند که با توجه به مدنی و دموکراتیک بودن هر دو جنبش امکان تفاهم در اشتراکات بسیار به نظر میرسید. این دو جنبش به راحتی میتوانند با گفتگو به نکات اشتراکی بسیاری دست یابند. فعالیت مدنی، دست یابی به دموکراسی و حقوق بشر ازجمله اشتراکات مهم این دو جنبش دانشجویی میباشد که هر کدام از آنها دلیل بزرگی جهت ائتلاف و حمایت از یکدیگر می باشد. شاید هر کدام مترصد هستند که طرف دیگری پا پیش بگذارد. البته میتوان دلایل بسیاری بر این روند جنبش دانشجویی آذربایجان همچون عدم حمایت گسترده از تضییقات رفته بر جنبش دانشجویی آذربایجان و تاریخچه عدم همکاری آنها در طول 8 سال اصلاحات و... متصور شد. ولی باید عنوان کرد که شرائط و افکار و نیروهای دهه گذشته تغییر یافته است و این دو جنبش بزرگ توانایی کنار هم قرارگرفتن با حفظ خصوصیات را دارا می باشند. میتوان از هر دو روز دانشجو اعلام حمایت لااقل ضمنی کرد. این همان تمرین دموکراسی ست.

 

19 آذر (10 دسامبر) – روز جهانی حقوق بشر

پس از گذشت قریب به نیم قرن از تصویب بیانیه حقوق بشر و امضا پروتکل آن از سوی اکثریت کشورها ، متاسفانه بشر امروزه از لحاظ کسب حقوق اولیه خود که در واقع همان کف مطالبات و حقوق انسانی بوده و در بیانیه حقوق بشر به آن اشاره شده ، مشکلات بسیاری را پیشرو دارد. آزادی بیان یکی از مواردی است که در اکثریت کشورها با مشکل برخوردار است و مواردی چون امنیت ملی و مصلحت کشور خود ناقض این آزادی بیان بشمار می آیند. حق بهره مندی از آموزش و پرورش به زبان مادری، حق انتخاب آزاد، حق اعتراضات و تجمعات مدنی و دها حق و حقوق مطروحه در بیانیه حقوق بشر مجمع سازمان ملل متحد بصورت مدون و قانونی و یا غیرقانونی توسط حاکمیت کشورهای عضو و امضا کننده آن نادیده گرفته میشود و خود این نشان از عدم موفقیت سازمان ملل در پیاده سازی مکانیزمی جهت تمکین کشورهای عضو به رعایت حقوق بشر در مورد شهروندان خود میباشد.

در مورد فعالین آذربایجانی حقوق بشر نیز باید یادآور شد که خوشبختانه در زمانهای اخییر و با گسترش فعالیتهای آنها ، ستم ملی رفته برآذربایجانیان، عدم دستیابی آنها به آموزش و پرورش به زبان مادری، حقوق تضییع شده آنها و ... به عنوان حقوق پذیرفته شده جهانی که بصورت غیر قانونی نیز نقض شده و زیر پا گذاشته می شود، در مجامع ملی و جهانی مطرح شده که این خود نشان از گسترش حوزه نفوذ این حقوق در میان مردمان می باشد.      

 

21 آذر- ظهور و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان

روز 21 آذر و نام سید جعفر جوادزاده (پیشه وری) تقریبا در میان تمامی روشنفکران و سیاستمداران نیم قرن اخیرآشناست. و همانگونه که سالیان سال شاهد بودیم با مطرح شدن این دو نام که معمولا در یک معنا مطرح میشدند واکنشهای بسیار متفاوتی از سوی افراد مختلف اعم از روشنفکر، سیاستمدار، حکومتی و ... منعکس میشد و میشود. عده ای او را خائن،عده ای عنصر وابسته، عده ای  روشنفکری بزرگ، عده ای  سیاستمداری بزرگ و... می خوانند. ولی شخصیت و افکار و آراء پیشه وری در ورای این افراط و تفریط هاست. جامعه ملتهب ، سیاست زده و احساسی ما هنوز به درجه ای از آرامش و خردگرایی نرسیده است تا بتواند در مورد پیشه وری و صدها فرد معاصر چون او به نقد و تحلیل نشیند و اکثر جامعه روشنفکری ایران نیز خارج از این چارچوب کلی جامعه نبوده. در این فضا یا همه چیز سفید سفید است یا سیاه سیاه. لعنت بر این سیاهی و سفیدی محظ که هر دو کور کننده اند. هدف از این نوشته بیان تاریخ و وقایع و یا بیوگرافی فرد نبوده و تنها ارائه زاویه دیگر از دید جهت موشکافی و تحلیل خردگرایانه مسائل میباشد.

بطور کلی برای سید جعفر پیشه وری میتوان دو نقش در نظر گرفت: نقش روشنفکری، که از سالهای جوانی با او همراه بوده و او را در زمره روشنفکران جلوتر از نسل خود مطرح میسازد. روشنفکری دموکرات و مدرن ولی با هویت بومی و ملی که به درک متقنی از دموکراسی رسیده است( نه همچون سید حسن تقی زاده که عنوان میکرد ایرانی باید از فرق سر تا نوک انگشتان پا فرنگی شود). البته نقش روشنفکری او به دو دوره قبل و بعد از تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان با خصوصیات و فضای خاص خود قابل تقسیم است. و نقش دیگری به عنوان سیاستمدار، که در این نقش است که نام او مترادف با 21 آذر و گره خورده با آن است. سیاستمداری نه چندان قوی که علارغم بوجود آوردن تحولات اساسی در تاریخ و سیاست و جامعه آذربایجان و ایران ، مقهور روباه سیاست قوام و استالین و باقر اوف گردید.

 

24 آذر- روز انتخابات

 همانطور که بارها از سوی فیلسوفان و جامعه شناسان بیان شده ، گذر به دموکراسی نوعی پروسه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی میباشد و نه پروژه بدین معنا که فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اقشار و مردمان یک جامعه همراه با گذشت زمان این پروسه را شکل دهی نموده و سرعت حرکت و گذر آنرا مشخص خواهد نمود. هویت قومی و ملی و دست یابی به آن و بدست آوردن حقوق قومی نیز همچون حقوق شهروندی و دموکراسی شکل یک پروسه را داشته و در عرض یکدیگر می باشند. بدون گذر به دموکراسی حقوق قومی و ملی قابل دستیابی نیست و بدون گذر به هویت ملی حقوق شهروندی و دموکراسی بی مفهوم. پس این دو مفهوم حقوق ملی و حقوق شهروندی هر دو در عرض یکدیگر و نه در طول هم بوده و از قوانین پروسه طبعیت میکنند.

در زمینه گذر به دموکراسی و هویت ملی نیز باید متذکر شد که تمامی فعالیتها و فشارهای مدنی جهت رسیدن به انتخاب صورت میگیرد. در واقع ، غایت ماجرا بقولی به بیرون آمدن دموکراسی از درون صندوقهای رای منجر خواهد شد که غیر از این را نمیتوان دموکراسی نام نهاد. در این گذر پناه آوردن به تفکر صفر و صد موجبات کاهش سرعت گذر و افزایش تفکرات رادیکال و بازگشت به قدمهای نخستین را منتج خواهد شد. این طرز تفکر صفر و صد مدت زمانی است که گریبانگیر روشنفکران و مردم جامعه ایران و بخصوص فعالین آذربایجانی شده است.

اکثر دوستان تحریمی و فعالینی که به تحریم انتخابات می اندیشند 3 دلیل عمده را بر می شمرند. 1- سلب مشروعیت از حکومت  2- عدم تفاوت در میان آراء و افکار کاندیداهای تایید صلاحیت شده  3- ناتوانی انتخاب شوندگان در پیشبرد اهداف و عدم تغییر در جامعه قبل و بعد از انتخابات.

در زمینه سلب مشروعیت از حکومت توسط تحریم باید عنوان کرد که این مساله در انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نمایندگان شوراهای اسلامی شهر و شورا بدلیل فقدان نهادهای مدنی و عدم اعتلای فرهنگ اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران امروز ، موضوعیت نخواهد داشت. چرا که در این دو انتخاب نحوه عمل مردم در اکپر نقاط ایران بجزمعدود  شهرهای بزرگ بصورت صایفه ای و عشیره ای بوده و خارج از قانونمندیهای رایج در جوامع دموکراتیک صورت میگیرد (یکی از مشخصات جوامع دموکراتیک نقش و نوع تعامل و واکنش مردم آن جامعه با حکومت میباشد و مبحث دموکراتیک بودن تنها به نوع حکومت کردن بر نمی گردد). تنها مواردی که شاید بتوان از این فرمول در ایران جهت اعلام نارضایتی مدنی استفاده کرد ، انتخابات ریاست جمهوری میباشد که با در دست داشتن تجربه سال گذشته و عدم موفقیت آن، طرح چنین مساله ای در حال حاضر منطقی ودر راستای گذر به دموکراسی نمی باشد.

در مورد دلیل دوم و یکسانی افراد تایید شده نیز باید گفت که افراد با توجه به ساختارهای متفاوت فکری در نحوه تعامل با دیگران، تحمل عقاید مخالف، تعیین استراتژیهای اجرایی و... رویکردهای متفاوت را به نمایش میگزارند.

بدین معنا کع انتخاب دو فرد متفاوت از یک حزب و با یک تفکر حزبی نیز با رویکردهای متفاوتی و گاه متضادی  از سوی آنان مواجه خواهیم شد.به عنوان مثال بین عملکرد آقایان احمدی نژاد و قالیباف از یک جناح، اختلافات بسیاری وجود دارد که وجود هر یک در مقام مربوطه، با توجه به نحوه تفکر هرکدام، موجب سرعت دهی بیشتر و یا ترمز بیشتر در گذر به دموکراسی و تعامل با حقوق شهروندی و حقوق قومی خواهد شد. که این انتخاب ما خواهد بود. آیا به عنوان مثال میتوان نحوه درک و میزان اعتقاد به پلورالیزم، دموکراسی، حقوق شهروندی، حقوق اقوام و ملتها، اقتصاد، اخلاق و ... را در تمامی آقایان یکسان دانست.

در مبحث عدم تغییر در جامعه قبل و بعد از انتخاب باید اذعان کرد که مقایسه وضعیت جامعه قبل و بعد از انتخابات سال گذشته خود بخوبی اشتباه بودن این دلیل را نمایان می سازد. نحوه برخورد و تعامل با فعالین مدنی، قومی ، کارگری ، صنفی ، دانشجویی و زنان دارای رویکردهای بسیار متفاوت و حتی متضاد در دو جامعه قبل و بعد از انتخابات می باشد. در زمینه ناتوانی نیز باید عنوان کرد که از هرکس و هر مقامی با توجه به شخصیت ، تفکر و مقام او می بایست انتظار داشت. نمی توان انتظار داشت که جامعه ای یک شبه ره صد ساله را بپیماید حال که امکان بازگشت صد ساله هست(همیشه ویران ساختن راحتتر از ساختن است).

پس از بررسی این دلایل می توان به روشنی دریافت که در پس زمینه آنها نکته قابل تاملی است که آن ناامیدی و یاس از دست یابی به حقوق ملی و شهروندی است. باید گفت که این اهداف غایت امر یک پروسه می باشند و با گذشت زمان، بالا رفتن آگاهی به حقوق فردی ملی و اجتماعی و از همه مهمتر آشنایی با وظایف شهروندی و ملی و متعهد بودن به انها از سوی افراد جامعه، تشکیل نهادهای مدنی و... قابل دتیابی خواهند بود. مسیری که تمامی جوامع دموکراتیک با تمرین دموکراسی و از طریق انتخاب به آن دست یافتند، انتخاب و فعالیتی در طول 400 سال و نه یک شبه. و برای ما نیز راهی جزء فشار و پیگیریهای مدنی مستمر و انتخاب متصور نمی توان شد. دموکراسی، حقوق ملی و مدنی قابل دستیابی با جنگهای داخلی یا خارجی و انقلاب نخواهد بود. میبایست به این پروسه کمک کرد و با وجود تمامی مشکلات و ترمزها سرعت آن را در حداکثر توان موجود نگاه داشت. بایستی رای داد. من رای میدهم.

2 نوشته شده در  85/09/22ساعت 10:31  توسط مدیریت وبلاگ  |