بيش ازنيم قرن از تصويب "اعلاميه ی جهانی حقوق بشر " می گذرد. اعلاميه ای که تعريف و تعيين کننده ی حقوق انسان، مستقل از جنسيت ، نژاد ، زبان ، سن ، طبقه ی اجتماعی ، مليت ، مذهب و اعتقاد و در تعامل و گره خورده با حقوق شهروندی وی می باشد.
اين حقوق منتج از سال ها مبارزات بشر در کسب آزادی و حقوق خود بوده و در راستای "منشور کبير " 1215 انگلستان ، " منشور حقوق شهروندی " 1689 ، انگلستان ، " اعلاميه ی استقلال " 1776 آمريکا ، " اعلاميه ی حقوق بشر و شهروندی " 1789 فرانسه و " منشور حقوق شهروندان " 1791 آمريکا می باشد. همانطور که مشاهده می شود پس از طی چند صد سال مبارزه و تفکر و انديشه ی جهانی ( به خصوص در غرب ) ، جامعه ی جهانی در دهم دسامبر 1948 به شناسائی و تأييد می نيمم حقوق مورد نياز انسان ، جهت زيست آزادانه در جهان هستی و به عنوان انسان ، می پردازد ، حقوقی که از آن به عنوان اعلاميه ی جهانی حقوق بشر ياد شده و تمامی دول را به تحقق آن ها ملزم مي داند .
البته در طول اين پنج دهه ، کنواسيون ها و بيانيه های متعددی حول مواد مختلف اعلاميه ی جهانی حقوق بشر به صورت متمم و يا مستقل از سوی مجمع عمومی سازمان ملل تصويب شده که همگی در راستای تکميل و تبيين اعلاميه ی فوق می باشند . اعلاميه و کنوانسيون ها يی نظير " اعلاميه ی جهانی حقوق زبانی " ، " بيانيه ی حقوق افراد متعلق به اقليت های ملی ، نژادی ، مذهبی و زبانی " ، " کنواسيون منع شکنجه " ، کنوانسيون رفع تمامی موارد تبعيض از زنان "و ... .
با تمامی اين اوصاف انسان ها و گروه های انسانی بسياری محروم از حقوق اين اعلاميه و حتی ناآگاه از آن ها به گذران عمر مشغولند .