"ملت" و یا Nation"" جزء مفاهیمی بوده که موضوع چالش و بحث فعالین و روشنفکران و همچنین دولتمردان در ایران و بخصوص آذربایجان بوده است و همچنین از پارامترهای تعریفی اولیه یک جامعه می باشد که برخی از حقوق اساسی اعضاء ، منبعث از آن ، تعریف می گردد.
"ملت" در حوضه فلسفه و حقوق سیاسی دارای تعاریف متفاوتی بوده که هر تعریف در حوزه خود مفهوم پیدا مینماید. لذا می بایست به تعریف و تبیین در حوزه مورد بحث بپردازیم.
مفهوم فلسفی "ملت" :
در فرهنگنامه لاروس "مجموعه افراد انسانی که در یک سرزمین زندگی می کنند و از نظر اصالت، تاریخ، آداب و سنن و غالبا موارد زبانی مشترک دارند" ، ملت نامیده می شود.
از نظر متفکران آلمانی، عوامل قومی، نژادی، زبان و مذهب در شکل گیری "ملت" نقش داشته که تاکید آنها بر مساله نژادی مبنای تبلیغ تیوری برتری نژادی قوم آریایی توسط حزب نازی قرار گرفت.
متفکران فرانسوی نیز علاوه بر عوامل قومی، نژادی، زبان و مذهب به اراده زندگی جمعی و منافع و آینده مشترک تاکید داشته اند.
در نگاه فلاسفه مارکسیست "ملت اجتماع بزرگی از افرادی است با شاخص های مشترکی نظیر زندگی اقتصادی، سرزمین، زبان، ویژگیهای روانی، آگاهی به وابستگی قومی، سنن و آداب و رسوم که شاخص اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.
همانطورکه از تعاریف ارایه شده در مورد مفهوم "ملت" از سوی دیدگاههای مختلف با جهانبینی های متفاوت برمی آید، "ملت" مجموعه ای انسانی است که حول شاخص های مشترک ملموسی شکل می گیرد و این شاخص های "ملت" با توجه به جهانبینی آنان و در راستای آن تعریف می گردد. ولی آنچه که برجسته است، موارد مشترکی است که در اغلب این دیدگاهها به عنوان شاخصهای تشکیل دهنده "ملت" بیان می شود.
رویدادهای ماههای اخییر و شعارهای مطرح شده در آذربایجان نشان از این داشت که ملت آذربایجان از وضعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی موجود ناراضی بوده و علارغم سیاستهای آسیملاسیون جاری از 80 سال پیش، خواهان هویت خود به صورت دموکراتیک می باشد. در واقع کاریکاتور کزایی، جرقه ای بود که انبار باروت را روشن نمود.
در سطوح بلایی جنبش نیز شاهد موضع گیریهای مختلف، بیانیه های متعدد و همچنین تشکیل تشکلها و کمیته های متفاوتی از سوی فعالین جنبش مدنی آذربایجان بودیم.
متاسفانه در این موضع گیریها، کمیته ها و تشکل هایی که ابراز وجود نموده اند، آنچه که در اولین نگاه جلب نظر میکند، انتخاب راه و روش و زبان رایج در دهه های پیشین (قبل از انقلاب) از سوی برخی فعالین و عدم نشان از روح دموکراسی در این بیانیه ها و همچنین ساختار سست تشکلها میباشد.
تجربه چند دهه بشر، ثابت کرد که دموکراسی تنها راه شناخته شده متضمن سعادت یک ملت می باشد و غیر از آن، انسان را به بیراهه خواهد کشید. البته در مورد اینکه دموکراسی چیست و چه تعاریفی دارد در نوشته های بعدی به آن خواهیم پرداخت و فقط به صورت کلی اشاره میکنم که دموکراسی تنها به مفهوم روش حکومت بر جامعه نبوده و نوعی شیوه زندگی کردن را شامل می شود. یعنی بار فرهنگی و اجتماعی بسیار سنگینی داشته که تعریف سیاسی آن نیز منتج از بعد فرهنگی و اجتماعی آن می باشد.