با عرض پوزش و معذرت دیرهنگام از بینندگان این وبلاگ، باید به عرض برسانم که این وبلاگ به علت پاره ای از مشکلات شخصی تا اطلاع ثانوی بروز نخواهد شد. امیدوارم که در آینده امکان همکاری فعالتر پدید آید. دگر بار از شما دوستان که متعددا به اینجا سر میزنید کمال تشکر و عذرخواهی را دارم.
با تشکر
اویماز
گورکملی یولداشلار و یازارلار، بو وبلاگ بیر سیرا پروبلملره گوره یئنی لنمیجک. سیزلره کی وبلاگین حیات دورانیندا اوز نظرلرینیزایله منه یاردیمجی اولوردوز و یا بو وبلاگا باش ویریر دینیز اوز مینتدارلیقیمی بیلدیریرم.
تشکور ایله
اویماز
در عراق شاهد حذف یک دیکتاتور بودیم که اعدام گردید ولی دیکتاتوری همچنان باقی مانده. مردمی با گل و شیرینی به استقبال یک فرد میروند، در طول چندین دهه از او یک دیکتاتور میسازند و بعد اورا با لعن و نفرین به اعدام می سپارند و سپس در سوگ او سینه زنی میکنند. این نشان از وجود روحیه دیکتاتورپروری در این مردم است که از آن مردم مشرق زمین میباشد. روحیه ای که چیزی نیست جزء احساسگرایی و دوری از عقل و خرد و حقیقت. هیچ شخصی دیکتاتور به دنیا نمی آید بلکه مردم جامعه و بخصوص اطرافیان او هستند که از او دیکتاتور میسازند. این مردمان به قهرمانی نیاز دارند تا موجبات غرور آنان را در جهان فراهم سازد، به دیکتاتوری نیاز دارند تا تمامی مشکلات و بدبختیهای آنان را بگردن بگیرد و به اسطوره ای که در سوگ او تسلی یابند. زنده باد، مرده باد، خائن، فدایی و ... همه در پرتو این روحیه معنی پیدا می کنند.
آذربایجان و آذربایجانیان نیز جدای از سایر مردم شرق نبوده و نه تنها اسیر این روحیه احساسی گری بوده بلکه از بسیاری جهات نیز در فقر فرهنگی و اجتماعی بیشتری بسر میبرند.
مدتیست که جو بسیار آشفته ای بر فعالین سیاسی و اجتماعی جنبش مدنی آذربایجان سایه انداخته و منم منم گوییها، افتراها، تهمت ها، تخریبات و توهینها جاری میباشد.
16 آذر- روز دانشجو
روز دانشجو با حواشی مختلف و تقریبا بصورت خودجوش در اکثر دانشگاههای بزرگ ایران برگذار گردید و بار دیگر حیات جنبش دانشجویی را در ایران به اثبات رسانید. ولی با توجه به نامگذاری روز 19 اردیبهشت از سوی دانشجویان آذربایجانی .....
پس از گذشت قریب به نیم قرن از تصویب بیانیه حقوق بشر و امضا پروتکل آن از سوی اکثریت کشورها ، متاسفانه بشر امروزه از لحاظ کسب حقوق اولیه خود که در واقع همان کف مطالبات و حقوق انسانی بوده و در بیانیه حقوق بشر .....
21 آذر- ظهور و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان
روز 21 آذر و نام سید جعفر جوادزاده (پیشه وری) تقریبا در میان تمامی روشنفکران و سیاستمداران نیم قرن اخیرآشناست. و همانگونه که سالیان سال شاهد بودیم با مطرح شدن این دو نام که معمولا در یک معنا مطرح میشدند واکنشهای بسیار متفاوتی از سوی افراد مختلف اعم .....
24 آذر- روز انتخابات
همانطور که بارها از سوی فیلسوفان و جامعه شناسان بیان شده ، گذر به دموکراسی نوعی پروسه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی میباشد و نه پروژه بدین معنا که فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اقشار و مردمان یک جامعه همراه با گذشت زمان این پروسه را شکل دهی نموده و سرعت .....
نوشته ذیل چندی پیش نگاشته شده بود که بدلیل برخی مسائل پیشامده با افزودن سطوری چند دوباره مورد توجه قرار گرفت:
با مطالعه و نگاهی گذرا به جنبشهای مدنی و اجتماعی در جوامعی شبیه جامعه ایران به آسانی می توان دریافت که هر جنبش مدنی و اجتماعی، جدای از خواسته ها، آرمانها و جغرافیای خود غالبا از چهار سطح و لایه اجتماعی تشکیل شده است و ارتباطی دینامیک بین آنها برقرار بوده که مایه پویایی و حرکت جنبش می باشد:
1- مردم عادی 2- دانشجویان 3- فعالین جوان و دانش آموخته 4- پیش کسوتان
هر سطح و لایه ای دارای خصوصیات و نقش مشخصی در جنبش های مدنی بوده که به بررسی آنها می پردازیم.
1- مردم عادی: مردم عادی بعنوان حامی و پشتیبان اصلی جنبشهای مدنی مطرح میباشند که به علت مشکلات اقتصادی، درگیری روزمره گیهای زندگی و ... نقشی مقطعی و نه همیشگی دارند ، به این معنی که این گروه عظیم از جامعه در مواقع نیاز و لزوم به اثبات نقش و حمایت خود و به صورت اجرایی می پردازد (همچون انتخابات، اعتراضات همگانی، تحریم و ...). نظر به اینکه این لایه اجتماعی در اکثر اوقات ودر زمانهای عدم فعالیت، بسیار محافظه کار می باشد ولی در زمان ابراز نقش بسیار شورانگیز حضور پیدا میکند.
بيش ازنيم قرن از تصويب "اعلاميه ی جهانی حقوق بشر " می گذرد. اعلاميه ای که تعريف و تعيين کننده ی حقوق انسان، مستقل از جنسيت ، نژاد ، زبان ، سن ، طبقه ی اجتماعی ، مليت ، مذهب و اعتقاد و در تعامل و گره خورده با حقوق شهروندی وی می باشد.
اين حقوق منتج از سال ها مبارزات بشر در کسب آزادی و حقوق خود بوده و در راستای "منشور کبير " 1215 انگلستان ، " منشور حقوق شهروندی " 1689 ، انگلستان ، " اعلاميه ی استقلال " 1776 آمريکا ، " اعلاميه ی حقوق بشر و شهروندی " 1789 فرانسه و " منشور حقوق شهروندان " 1791 آمريکا می باشد. همانطور که مشاهده می شود پس از طی چند صد سال مبارزه و تفکر و انديشه ی جهانی ( به خصوص در غرب ) ، جامعه ی جهانی در دهم دسامبر 1948 به شناسائی و تأييد می نيمم حقوق مورد نياز انسان ، جهت زيست آزادانه در جهان هستی و به عنوان انسان ، می پردازد ، حقوقی که از آن به عنوان اعلاميه ی جهانی حقوق بشر ياد شده و تمامی دول را به تحقق آن ها ملزم مي داند .
البته در طول اين پنج دهه ، کنواسيون ها و بيانيه های متعددی حول مواد مختلف اعلاميه ی جهانی حقوق بشر به صورت متمم و يا مستقل از سوی مجمع عمومی سازمان ملل تصويب شده که همگی در راستای تکميل و تبيين اعلاميه ی فوق می باشند . اعلاميه و کنوانسيون ها يی نظير " اعلاميه ی جهانی حقوق زبانی " ، " بيانيه ی حقوق افراد متعلق به اقليت های ملی ، نژادی ، مذهبی و زبانی " ، " کنواسيون منع شکنجه " ، کنوانسيون رفع تمامی موارد تبعيض از زنان "و ... .
با تمامی اين اوصاف انسان ها و گروه های انسانی بسياری محروم از حقوق اين اعلاميه و حتی ناآگاه از آن ها به گذران عمر مشغولند .
در نوشته هایی چند از سوی فعالان و نخبگان جنبش چپ، شاهد تحلیل ها و اعتراضاتی بودیم مبنی بر عدم حمایت جنبش ملت* آذربایجان از جنش دموکراتیک چپ و یا انحراف جنبش مدنی خلق** آذربایجان توسط فعالین ملی. و البته چنین تحلیل هایی از سوی فعالان سایر نظرات سیاسی نیز بر جنبش مدنی ملت آذربایجان وارد گردیده و می شود.
با نگاهی گذرا به تاریخ تحولات سیاسی در ایران به روشنی درمی یابیم که که ملت آذربایجان از زمان شروع مبارزات سیاسی در ایران، در اکثر موارد بزرگترین ضربات را از سوی جریانات مختلف فکری اعم از چپ و راست متحمل شده و همواره جهت رسیدن به اهداف سیاسی این جریانات به بازی گرفته شده اند و تنها وسیله و ابزاری بوده اند که از احساسات و غیرت و شعور ملی آنان در جهت تامین خواسته های آن جریانات سوء استفاده شده است.
مشروطه خواهی ستارخان، حرکت آزادیستان شیخ محمد خیابانی، حکومت خودمختار فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری، قیام 29 بهمن تبریز، جنبش خلق مسلمان شریعتمداری، واقعه 20 تیر دانشگاه تبریز و حمایت ملت آذربایجان از خاتمی در 2 خرداد و ...
"ملت" و یا Nation"" جزء مفاهیمی بوده که موضوع چالش و بحث فعالین و روشنفکران و همچنین دولتمردان در ایران و بخصوص آذربایجان بوده است و همچنین از پارامترهای تعریفی اولیه یک جامعه می باشد که برخی از حقوق اساسی اعضاء ، منبعث از آن ، تعریف می گردد.
"ملت" در حوضه فلسفه و حقوق سیاسی دارای تعاریف متفاوتی بوده که هر تعریف در حوزه خود مفهوم پیدا مینماید. لذا می بایست به تعریف و تبیین در حوزه مورد بحث بپردازیم.
مفهوم فلسفی "ملت" :
در فرهنگنامه لاروس "مجموعه افراد انسانی که در یک سرزمین زندگی می کنند و از نظر اصالت، تاریخ، آداب و سنن و غالبا موارد زبانی مشترک دارند" ، ملت نامیده می شود.
از نظر متفکران آلمانی، عوامل قومی، نژادی، زبان و مذهب در شکل گیری "ملت" نقش داشته که تاکید آنها بر مساله نژادی مبنای تبلیغ تیوری برتری نژادی قوم آریایی توسط حزب نازی قرار گرفت.
متفکران فرانسوی نیز علاوه بر عوامل قومی، نژادی، زبان و مذهب به اراده زندگی جمعی و منافع و آینده مشترک تاکید داشته اند.
در نگاه فلاسفه مارکسیست "ملت اجتماع بزرگی از افرادی است با شاخص های مشترکی نظیر زندگی اقتصادی، سرزمین، زبان، ویژگیهای روانی، آگاهی به وابستگی قومی، سنن و آداب و رسوم که شاخص اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.
همانطورکه از تعاریف ارایه شده در مورد مفهوم "ملت" از سوی دیدگاههای مختلف با جهانبینی های متفاوت برمی آید، "ملت" مجموعه ای انسانی است که حول شاخص های مشترک ملموسی شکل می گیرد و این شاخص های "ملت" با توجه به جهانبینی آنان و در راستای آن تعریف می گردد. ولی آنچه که برجسته است، موارد مشترکی است که در اغلب این دیدگاهها به عنوان شاخصهای تشکیل دهنده "ملت" بیان می شود.
رویدادهای ماههای اخییر و شعارهای مطرح شده در آذربایجان نشان از این داشت که ملت آذربایجان از وضعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی موجود ناراضی بوده و علارغم سیاستهای آسیملاسیون جاری از 80 سال پیش، خواهان هویت خود به صورت دموکراتیک می باشد. در واقع کاریکاتور کزایی، جرقه ای بود که انبار باروت را روشن نمود.
در سطوح بلایی جنبش نیز شاهد موضع گیریهای مختلف، بیانیه های متعدد و همچنین تشکیل تشکلها و کمیته های متفاوتی از سوی فعالین جنبش مدنی آذربایجان بودیم.
متاسفانه در این موضع گیریها، کمیته ها و تشکل هایی که ابراز وجود نموده اند، آنچه که در اولین نگاه جلب نظر میکند، انتخاب راه و روش و زبان رایج در دهه های پیشین (قبل از انقلاب) از سوی برخی فعالین و عدم نشان از روح دموکراسی در این بیانیه ها و همچنین ساختار سست تشکلها میباشد.
تجربه چند دهه بشر، ثابت کرد که دموکراسی تنها راه شناخته شده متضمن سعادت یک ملت می باشد و غیر از آن، انسان را به بیراهه خواهد کشید. البته در مورد اینکه دموکراسی چیست و چه تعاریفی دارد در نوشته های بعدی به آن خواهیم پرداخت و فقط به صورت کلی اشاره میکنم که دموکراسی تنها به مفهوم روش حکومت بر جامعه نبوده و نوعی شیوه زندگی کردن را شامل می شود. یعنی بار فرهنگی و اجتماعی بسیار سنگینی داشته که تعریف سیاسی آن نیز منتج از بعد فرهنگی و اجتماعی آن می باشد.
در تاریخ 19 خرداد 1385 بیانیه ای از سوی جبهه مشارکت ایران اسلامی مناطق آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل در مورد وقایع و حرکت مدنی اخیر مردم آذربایجان منتشر شد که در جای خود جالب و قابل تامل بود. قابل تامل بجهت مطالب بسیاری که برای اولین بار از سوی این حزب سیاسی مطرح میشود چراکه تا به حال به صورت کلی مطرح بوده و در عمل نیز نقیض آن مشاهده میشد. حزبی که به مدت 8 سال بازوی اجرایی و 4 سال بازوی مقننه کشور را دردست داشت.
در این میان ضروریست نکاتی چند در مورد متن بیانیه منتشره و دلایل انتشار آن مورد توجه فعالین جنبش مدنی آذربایجان و مخصوصا اعضاء حزب مشارکت قرار گیرد که چه بسا در تحولات آتی و پیگیری حقوق مردم امکان همراهی احزاب مستقل با حرکت مردم آذربایجان در صورت تفاهم اولیه فراهم گردد.
در ابتدای بیانیه تحلیلی ارایه شده سعی شده تا جنبش مدنی مردم آذربایجان، یک جنبش سطحی نشان داده شود که امکان ختم آن در صورت تدبیر به موقع مسیولین به راحتی وجود داشت. در واقع ناکارآمد نشان دادن اقدامات حزب رقیب، هدف این قسمت از بیانیه بوده ونه شناخت دقیق حرکت مردم. سپس در بدنه بیانیه، پس از نگاهی تاریخی به ابعاد گوناگون حیات آذربایجان، مطالبات و خواسته های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی مردم منطقه و حقوق پایمال شده آنها مورد کنکاش و در نهایت تایید قرار میگیرد. و چه زیباست که حزبی کشوری خواسته ها و حقوق از دست رفته مردم منطقه ای از کشور را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و بر محق بودن انها صحه گذارد.
جنبش مدنی آذربایجان و گسترش اعتراضات و پیگیری حقوق حقه مردم همه را می توان در راستای دموکراسی خواهی و هویت طلبی معنی کرد،اکثر حقوق از دست داده مانند : آموزش زبان مادری، رسانه ها، اقتصاد، حق تعیین سرنوشت و ... در زیر سایه دموکراسی قابل تحقق میباشند همانظور که به عنوان مثال در سوییس و سوید میتوان مشاهده کرد. پس تمامی خواسته های مردم زیر سایه دموکراسی و هویت طلبی قابل تحقق خواهد بود حتی سیستم های فدرال و خودمختار، مهم خواست مردم منطقه است. دموکراسی برپا شده بر هویت یک مردم میتواند ضامن خوشبختی ملت باشد و استبداد در هر شکل و رنگ آن مترود خواهد بود(حتی اگر بر پایه هویت ملی شکل گیرد). در این سیر ما شاهد حرکتها و بیانیه ها و گفتمانهایی هستیم که داعیه رهبری حرکت را داشته و بعضا در بوجود آمدن آن نیز نقشی داشته اند، ولی متاسفانه بعضا یا از اعتقاد به دموکراسی سر باز زده و یا در صورت بیان اعتقاد به دموکراسی در عمل و رفتار نقیض آنرا نشان میدهند. در ذیل سعی شده چگونگی و روند حرکت و نقصانهای آن مورد اشاره قرار گیرد و نه چرایی آن، چون چرایی آن می بایست از طرف حاکمیت و طرف مقابل مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و بر ما عیان است.